آرشیو مرداد ماه 1394

آرشیو مرداد ماه 1394

بررسي هنر معماري

عجيب ترين سازه هاي پلكاني دنيا

۳۲۰ بازديد

عجيب ترين سازه هاي پلكاني دنيا

پلكان اصولا براي رسيدن از نقطه اي به نقطه ديگر ساخته مي شوند. اما مي توان در كنار اين كاربرد، زيبايي و خلاقيت را نيز به آن اضافه كرد. به همين منظور در اين مقاله، ۱۰ تا از زيباترين و عجيب ترين پله هاي ساخته شده در سراسر جهان را برايتان نام برده ايم.

جالب ترين ساختمان هاي آينده

۳۸۰ بازديد

جالب ترين ساختمان هاي آينده

اين ساختمان ها نه تنها از لحاظ بصري بسيار شگفت انگيزند، بلكه راه حل هايي براي چالش هايي كه در پيش روي انسان آينده هستند، ارائه مي دهند، مانند برداشت آب از ابرها و باغچه هاي روي بام. همچنين نشان مي دهند كه آينده ما به چه شكل خواهد بود.

خجالت آور ترين شكست هاي معماري در دنيا

۵۹۱ بازديد

خجالت آور ترين شكست هاي معماري در دنيا

پزشكان، وكلا، دانشمندان و معماران همه افرادي هستند كه هميشه فكر مي كنيم مي دانند كه چه مي كنند. و دليل خوبي هم داريم: اگر كارگر كافي شاپ صلاحيت و مهارت انجام كارش را نداشته باشد، احتمالاً آبميوه يا قهوه خوبي به شما نمي دهد. ولي اگر معمار خانه شما را خوب درست نكند، خانه روي سرتان خراب مي شود. چون ما انتظار داريم كه آنها كارشان را بلد باشند دليل نمي شود كه هميشه كارشان درست باشد. حتي معماران و مهندسين مجرب هم گاهي اشتباه مي كنند و شكست ها و افتضاحاتي اينچنين در ساختمان ها و سازه ها به بار مي آورند.

بهترين شهرهاي دنيا براي دوستداران معماري

۳۲۷ بازديد

بهترين شهرهاي دنيا براي دوستداران معماري

اين شهرها در واقع نمايشگاه هايي ديدني براي دوستداران معماري محسوب مي شوند. هر كدام از آنها سبك خاصي از معماري را دارند و مناظر آنها نفس هر بيننده اي را در سينه حبس مي كند.

نگاهي به ۱۰ معماري صخره اي جهان

۳۷۲ بازديد

نگاهي به ۱۰ معماري صخره اي  جهان

علاقه انسان به زندگي در كوه شايد به اين دليل بود كه فكر مي كرد كوه مي تواند امنيت بخش باشد؛ از اين رو ساخت مكان هاي مذهبي و حتي مسكوني در ارتفاعات از گذشته به عنوان سنتي مرسوم بوده است. هر دليلي كه داشته باشد، اين سازه ها امروزه مهم ترين جاذبه هاي گردشگري براي ديگرانند. نمونه هاي داخلي اين نوع معماري هم آنقدر هوادار دارد كه ايرانيان را ترغيب به بازديد از آنها كند. از مهم ترين اين مراكز در ايران مي توان به روستاي كندوان در آذربايجان شرقي، روستاي ميمند در كرمان و غارهاي خربس در جزيره قشم اشاره كرد.

ريشه گرفته در «روح زمانه»

۵۸۹ بازديد

ريشه گرفته در «روح زمانه»

آرش بصيرت. سردبير سايت تخصصي معماري شهرسازي اتووود.

احتمالا تا اواسط قرن نوزدهم تكليف مشخص شده بود «يك بخش جهان به سمت قدرت صنعتي تاخت و بخش ديگر واپس ماند... انگليسي ها و بعضي نواحي ديگر اروپا به وضوح كالاهاي خود را زير قيمت ساير رقيبان مي فروختند. كارگاه جهان بودن برازنده آنها بود... به طور تقريبي در ۱۸۴۸ روشن بود كدام كشورها متعلق به كشورهاي پيشرفته، يعني اروپاي غربي (منهاي شبه جزيره ايبري)، آلمان، شمال ايتاليا، بخش هاي مركزي اروپا، اسكانديناوي و ايالات متحده آمريكا هستند... هيچ واقعيتي وضع تاريخ قرن بيستم را راسخ تر از اين تعيين نكرد.» در اين ميان و در گذر از جامعه فئودال و پيشاصنعتي به جامعه سرمايه محور صنعتي، آلمان انتهاي قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم جايگاه ويژه اي داشت.

تاچريسم در معماري و شهرسازي

۳۰۱ بازديد

 

مارگارت تاچر

به راستي ميراث «مارگارت تاچر» براي معماري و شهر چه بوده است؟ آيا ما هنوز با اشباح، حالا سرگردان، برآمده از كنش هاي اين سردمداران نئوليبراليسم در حوزه شهري مواجهيم؟ آنچه از پي مي آيد، با قبول اين گزاره كه هرآنچه هست، چيزي نيست جز حاصل جمع پيامدهايش، بيشتر به دنبال برشمردن تبعات سياست هاي مارگارت تاچر و تاثيرات پيدا و پنهان آنها بر معماري و شهرسازي است. ديويد هاروي، جغرافيدان، در كتاب «فضاهاي اميد» (۲۰۰۰) تكه كلام مارگارت تاچر: «هيچ بديلي وجود ندارد» را تاكيدي موكد بر عدم وجود جايگزيني بر بازارِ آزاد نئوليبرال و جهانِ خصوصي سازي شده مي خواند. همين باورهاي عميقا راستگرا و نومحافظه كارانه است كه شهر را از آن فهم تاريخي اش به مثابه گستره اي با امكانات وسيع براي همْ رسشِ به لحاظ فضايي متعامل انسان ها خارج مي سازد و آن را به ابزاري تبديل مي كند براي تسريع مالكيت خصوصي.

مرگ معماري سنتي

۳۸۸ بازديد

مرگ معماري سنتي

به عنوان يك باستان شناس به شهرها و روستاهاي دور و نزديك سفرهاي زيادي مي كنم. در اين سفرها يك پديده بارزتر از هر چيز ديگر رخ مي نماياند آن هم چنبره فناوري بر ساحت سنتي زندگي است، فرقي هم نمي كند اينجا شهري بزرگ همچون تهران باشد يا روستايي كوچك در دورترين نقطه اين مرزو بوم. جامعه ما در حال گذار از سنت به مدرنيته است و طبيعي است سايه فناوري بر پيكر نحيف سنت سنگيني كند.

 

اين قضيه البته ارتباطي به قدرت رو به افزايش فناوري يا رو به ضعف نهادن سنت ندارد، بلكه بيشتر از بدفهمي و بويژه بدفهماندن سنت به نسل جوان ناشي مي شود. در اينجا با چند مثال ساده و روشن اين «كج فهمي و بدفهماندن» را شرح مي دهم.

 

شهرهاي جنوبي ايران به دليل برخورداري از آب و هواي گرمسيري و نخل هاي بلندبالا شهره هستند و ادبيات و فرهنگ عامه ما سرشار است از ضرب المثل ها و تشبيهاتي كه ايستادگي و مقاومت را بر قامت استوار اين نوع درختان مي بيند، اما متاسفانه در سال هاي اخير ساخت و نصب نخل هاي پلاستيكي در شهرهاي ايران بويژه بعضي از شهرهاي خطه جنوب باب شده است.

تنظيم غيرعامل شرايط محيطي در معماري سنتي

۳۳۰ بازديد

تنظيم غيرعامل شرايط محيطي در معماري سنتي

در كنار حفظ امنيت، تنظيم شرايط محيطي براي بقا و برقراري امكان زيست آدمي و يا براي تأمين بيشتر آسايش و ارتقاي سطح كيفي زندگي، از اصلي ترين تلاش هاي تاريخي انسان شمرده مي شود. به ويژه اقليم هاي سخت، با سرما و گرماهاي كشنده، با آفتاب تيز و سوزاننده، بادهاي بد و طوفان هاي مخرب و... مبارزه اي دشوار را در پيش پاي تمدن هاي بشري گذاشته اند.

آنچه امروزه به اتكاء سامانه هاي فني و دستگاه هاي مختلف الكتريكي و البته با صرف هزينه و انرژي فراوان تأمين مي شود و همچنين رعايت اصول و روش هايي كه به كنترل بهتر شرايط زندگي مي انجامد، اگرچه امروزه گاهي در حد بخش نامه ها و قوانين اداري ظاهراً دست و پاگير باقي مي مانند، اما روزگاري دغدغه ي ناگزير و موضوع هوشمندي معماران بوده است. خانه به عنوان اولين و فراگيرترين نياز معماري، باغ، كاروانسراهاي ميان راهي، بناهاي مذهبي و... همه و همه، از كوير تا جنگل و از سواحل شرجي تا كوهستان هاي برف گير، با توسل به ترفندهاي معمارانه، بايد آدمي را، به فراخور كاربري، از گزند دشواري هاي آب و هوا نجات دهند. ترفندهايي كه مطالعه و شناخت آن ها، علاوه بر جاذبه هاي تاريخي، گاهي با اندكي تغيير و روزآمدي، همچنان به واسطه عملي و مقرون به صرفه بودن، كاربردي و حائز اهميت علمي و اجرايي مي باشند.

ديوار كوتاه سنت

۳۱۸ بازديد

ديوار كوتاه سنت

اين روزها رسم شده است كه به جديدها مي گويند؛ مدرن. مد شده است، بي هويتي معماري هاي جديد را به گردن نيازهاي جديد، محصولات جديد، فناوري هاي جديد و محدوديت هاي جديد مي اندازند و نقد اين بي هويتي را با سفسطه ناكارآمدي و كهنگي معماري سنتي پاسخ مي دهند و توجيه مي كنند. تاريخ و جريان پرمايه معماري و اندوخته هاي آن را محكوم به سنتي بودن مي كنند و در اين رهگذر؛ سنت را معادل تحجر مي گيرند و بي هويتي و واردات ناسازگار را معادل مدرنيزم. بي تحقيق و تدقيق در انديشه و مسير تكاملي معماري غرب، ظواهر دست چندم آن را به كوچه ها و خيابان هاي شهر مي آورند و تاسف بارتر اين كه؛ بي خبري از نقاط قوت، داشته ها و انديشه هاي متعالي گذشتگان و ناتواني از چگونگي به كارگيري آن ها را در پشت نقاب كاغذي تجددي خام و تقليدي، پنهان مي كنند. قاعده نشناخته، سوداي شكستن قاعده در سر دارند و بي تسلط به دانش و تاريخ معماري، هر چيزي را بكر و تازه مي پندارند و از اين تصور بي پايه سرمست مي شوند. يا اگر نه به تقليد، در پندار و توهم فرار از تكرار و تحجر سنتي، با بي اطلاعي، آزموده ها را مي آزمايند و به اختراع دوباره چرخ و آتش مشغول مي شوند.